حالات مختلف یک معامله گر

در این پست میخواهیم به بررسی ۱۴ حالت مختلف احساسی یک معامله گر بازارهای مالی بپردازیم .

۱- خوش بینی

همه چیز با یک مثبت اندیشی در مورد وضعیت بازار شروع می شود ؛ که معامله گر را به سوی ایجاد یک معامله (ترید) سوق می دهد. معامله گر منتظر موفقیتی بزرگ در آینده ای نزدیک است.

۲- هیجان

بازار در جهت پیش بینی شده حرکت می کند. تریدر وقایع آینده را پیش بینی می کند و امیدوار است که به موفقیت برسد.

۳- شور و شعف

بازار در جهت پیش بینی معامله گر پیش می رود ، این لحظه شور و شعف بسیاری به دنبال دارد. در این لحظه معامله گر به سیستم معاملاتی خود اطمینان ۱۰۰ درصد دارد.

۴- رضایت

نقطه ی حداکثر ؛ ریسک مالی را به سودی سریع و آسان تبدیل می نماید. معامله گر خطر را نادیده می گیرد.

۵- اضطراب

اوه ،‌ نه !! بازار در حال چرخش است. اولین نشانه های حرکت به نفع معامله گر ظاهر نمی شود. اما او متوجه این موضوع نیست و اعتقاد دارد بازار بهبود میابد و روند رشد ادامه خواهد یافت.

۶- منفی

بهبود مورد انتظار بازار اتفاق نیفتاد. معامله گر آنچه اتفاق می افتد را قبول ندارد و در موقعیت باقی می ماند.

۷- ترس

بازار قوانین خاص خود را حاکم می کند، و معامله گر شروع به درک این قضیه که او آنقدرها که فکر میکرد باهوش نیست ، می نماید. بجای اطمینان به موفقیت ، افکار او گنگ می شوند.

۸- ناامیدی

در این مرحله ، تمام سود از دست می رود. معامله گر فرصتی برای سود بردن داشت ، اما آنرا از دست داد. او که نمی داند چگونه باید پیش برود ؛ دست به انجام هرکاری می زند تا حداقل به نقطه سر به سر برسد.

۹- وحشت

احساسی ترین دوره !! در این مرحله ، معامله گر نادانی و درماندگی خود را احساس می کند و کاملا در بازار غرق شده است. ذهن فلج است و گاهی منجر به اقدامات بی معنی در بازار می شود.

۱۰- تسلیم شدن

معامله گر به انتهای صبر خود رسیده است و موقعیت را می بندد تا بیشتر ضرر نکند.

۱۱- بی ادبی

پس از خروج از بازار ، معامله گر دیگر کوچکترین تمایلی برای ادامه ی فعالیت در بازار ندارد.

۱۲- افسردگی

معامله گر شروع به سرزنش خود بخاطر حماقت می کند‌، چرا که معامله را به موقع نبسته است. برخی راه درست را انتخاب می نمایند و شروع به تجزیه و تحلیل اشتباهات خود می کنند. معامله گران واقعی در این مرحله متولد می شوند ، اشتباهات گذشته را مطالعه می نمایند و نتیجه می گیرند.

۱۳- امید

هنوز هم می توانم انجام دهم !! سرانجام ،‌معامله گر دوباره به این نکته پی می برد که در واقع چرخه هایی در بازار وجود دارد. او شروع به تجزیه و تحلیل احتمالات جدید می نماید.

۱۴- ایمان

در این مرحله ،‌معامله گر ایمان خود را به آینده باز می یابد و دوباره فعالیت خود در بازار را از سر می گیرد.

هزینه ی معاملات بلاکچین چیست؟

هزینه های معامله در مورد شبکه های بلاکچین دو هدف اساسی را به همراه دارد. آنها به ماینرها یا اعتبارسنجها که به تأیید معاملات کمک می کنند و به محافظت از شبکه در برابر حملات اسپم کمک می کنند ، پاداش می دهند.

هزینه های معامله بسته به فعالیت شبکه می تواند کم یا زیاد باشد. نیروهای بازار همچنین می توانند در هزینه هایی که می پردازید تأثیر بگذارند. در حالی که هزینه های بالا می تواند مانع از پذیرش گسترده بلاکچین شود ، هزینه های بسیار پایین می تواند نگرانی های امنیتی ایجاد کند.

دلیل وجود هزینه های معامله :

هزینه های معامله از بدو تأسیس تاکنون بخشی اساسی اکثر سیستم های بلاکچین بوده است. به احتمال زیاد هنگام ارسال ، واریز یا برداشت رمزنگاری با آنها روبرو شده اید.

اکثر رمزارزها به دو دلیل مهم از هزینه های معاملاتی استفاده می کنند، اول از همه وجود این هزینه ها میزان معاملات هرز و اسپم را کاهش می دهد بطوریکه اجرای معاملات اسپم به طور گسترده ، پر هزینه میباشد پس تعداد آنها بطور چشمگیری کاهش می یابند. ثانیا ، هزینه های معاملاتی انگیزه ای برای کاربران است که به تایید و اعتبار سنجی معاملات کمک می نمایند. می توانید این هزینه ها را بعنوان پاداشی برای کمک به شبکه در نظر بگیرید.

در اکثر بلاکچین ها ، این هزینه ها آنچنان زیاد نیستند اما بسته به ترافیک شبکه این هزینه ها افزایش می یابند. بعنوان یک کاربر ، مبلغی که برای پرداخت هزینه انتخاب می کنید اولویت تراکنش شما برای اضافه شدن به بلاک بعدی را تعیین می کند. هرچه هزینه پرداخت شده شما بیشتر باشد ، مراحل تایید سریعتر است.

کارمزد معاملات بیت کوین :

بیت کوین بعنوان اولین شبکه بلاکچین ، استاندارد هزینه های معامله را که امروزه توسط بسیاری از رمزارزها استفاده می شود ، را تعیین کرد. ساتوشی ناکاموتو متوجه شد که کارمزدهای معاملات می تواند شبکه را از حملات گسترده اسپم محافظت کرده و باعث تشویق رفتارهای خوب شود.

استخراج کنندگان بیت کوین هزینه ی معاملات را بعنوان بخشی از روند تایید معاملات در یک بلاک جدید دریافت می کنند. مجموعه تراکنش های تایید نشده را استخر حافظه (یا مموپول) می نامند. بطور طبیعی ، ماینرها معاملات با کارمزد بالاتر را در اولویت قرار می دهند ؛ کاربران هنگام ارسال بیت کوین به کیف پول بیت کوین دیگر موافقت می کنند که آنرا پرداخت نمایند.

بنابراین بازیگران مخربی که مایل به کاهش سرعت شبکه هستند باید هزینه مربوط به هر معامله را پرداخت نمایند. اگر کارمزد را خیلی کم تعیین کنند ؛ ماینرها آن معاملات را نادیده می گیرند. اگر آنها را در سطح مناسب قرار دهند ، هزینه های اقتصادی بالاتری را متحمل می شوند. بنابراین هزینه های معاملات به عنوان یک فیلتر اسپم ساده اما موثر عمل می کنند.

کارمزد معاملات بیت کوین چگونه محاسبه می شود ؟

در شبکه بیت کوین ، کیف پولهای خاصی به کاربران اجازه می دهند تا هزینه ی معاملات خود را دستی تنظیم نمایند. همچنین امکان ارسال بیت کوین با کارمزد صفر وجود دارد ، اما استخراج کنندگان به احتمال زیاد چنین معاملاتی را نادیده می گیرند ؛ به این معنی که این معاملات تایید نخواهند شد.

برخلاف برخی که معتقدند ، هزینه های بیت کوین به مبلغ ارسال شده بستگی ندارد بلکه به اندازه معامله در (بایت) بستگی دارد. بعنوان مثال : تصور کنید که اندازه معامله شما ۴۰۰ بایت است و متوسط هزینه معامله اکنون ۸۰ ساتوشی در هر بایت است. در این صورت ، شما باید ۳۲۰۰۰ ساتوشی یا ۰٫۰۰۰۳۲ بیت کوین را برای شانس بالایی که تراکنش شما به بلاک بعدی اضافه می شود ، بپردازید.

وقتی ترافیک شبکه زیاد است و تقاضای زیادی برای ارسال BTC وجود دارد ، هزینه معامله مورد نیاز برای تأیید سریع افزایش می یابد زیرا سایر کاربران بیت کوین نیز سعی در انجام چنین کاری دارند. این ممکن است در دوره های بی ثباتی شدید بازار رخ دهد.

به همین ترتیب ، هزینه های بالا می تواند استفاده از BTC را در شرایط روز به چالش بکشد. اگر هزینه ها خیلی بیشتر باشد ، خرید یک فنجان قهوه ۳ دلاری ممکن است عملی نباشد.

فقط تعداد معینی از معاملات را می توان در یک بلوک گنجانید ، که محدودیت آن ۱ مگابایت است (یعنی اندازه بلوک). ماینرها در اسرع وقت این بلوک ها را به زنجیره بلوک اضافه می کنند ، اما سرعت رسیدن آنها هنوز محدودیتی دارد.

مقیاس پذیری شبکه های ارز رمزنگاری شده در اینجا مسئله اساسی در تصمیم گیری برای هزینه های شبکه است. توسعه دهندگان بلاکچین تلاش مستمری برای حل این مشکل دارند. به روزرسانی های قبلی شبکه به بهبود مقیاس پذیری ، مانند اجرای SegWit و شبکه رعد و برق کمک کرده است.

هزینه معاملات اتریوم :

کارمزد معاملات اتریوم در مقایسه با بیت کوین متفاوت عمل می کند. این هزینه مقدار توان محاسباتی مورد نیاز برای پردازش یک معامله ، معروف به گاز را در نظر می گیرد. گاز همچنین دارای یک قیمت متغیر است که با اتر (ETH) ، رمز اصلی شبکه اندازه گیری می شود.

در حالی که گاز مورد نیاز برای یک معامله خاص می تواند ثابت بماند ، قیمت گاز ممکن است افزایش یا کاهش یابد. این قیمت گاز ارتباط مستقیمی با ترافیک شبکه دارد. اگر هزینه بالاتری بپردازید ، استخراج کنندگان احتمالاً معامله شما را در اولویت قرار می دهند.

هزینه معاملات اتریوم چگونه محاسبه می شود؟

کل هزینه تراکنش صرفاً قیمتی است که هزینه را پوشش می دهد ، به علاوه انگیزه ای برای پردازش معامله شما. با این حال ، باید محدودیت تراکنش را نیز در نظر بگیرید که مشخص می کند حداکثر قیمت پرداخت شده برای آن معامله یا کار چیست.

به عبارت دیگر ، هزینه تراکنش مقدار کار مورد نیاز است و قیمت گاز بهای پرداخت شده برای “هر ساعت” کار است. رابطه بین این دو و محدودیت گاز کل هزینه را برای یک معامله اتریوم یا عملیات قرارداد هوشمند تعریف می کند.

بیایید یک معامله تصادفی را در Etherscan.io به عنوان مثال انتخاب کنیم. هزینه این معامله ۲۱۰۰۰ گاز بود و قیمت گاز ۷۱ گوئی(Gwei) بود. بنابراین ، کل هزینه معامله ۱،۴۹۱،۰۰۰ Gwei یا ۰٫۰۰۱۴۹۱ ETH بود.

همانطور که اتریوم به سمت مدل  Proof of Stake (اثبات سهام) قدم می گذارد ، انتظار می رود که هزینه های گاز کاهش یابد. مقدار گاز مورد نیاز برای تأیید یک معامله کمتر خواهد بود زیرا شبکه برای تأیید معاملات فقط به کسری از قدرت محاسباتی نیاز دارد. اما ، ترافیک شبکه هنوز هم می تواند هزینه تراکنش را تحت تأثیر قرار دهد زیرا اعتبارسنج ها تراکنش های با درآمد بالاتر را در اولویت قرار می دهند.

کارمزد معاملات بایننس چین :

بایننس چین یک شبکه بلاکچین است که به کاربران امکان می دهد BNB و سایر توکن های BEP-2 را معامله کنند. آنها همچنین می توانند نشانه های خود را ایجاد و توزیع کنند. Binance Chain سازوکار اجماعی را به نام Delegated Proof of Stake به تصویب می رسد. بنابراین به جای استخراج کنندگان ، اعتبارسنج داریم.

Binance Chain همچنین Binance DEX (تبادل غیرمتمرکز) را تأمین می کند ، جایی که کاربران می توانند رمزارزهای خود را مستقیماً از کیف پول خود معامله کنند. هزینه معاملات در Binance Chain و DEX در BNB پرداخت می شود.

توجه داشته باشید که Binance Chain و Binance Smart Chain دو زنجیره بلوک متفاوت هستند.

هزینه معاملات Binance Chain چگونه محاسبه می شود؟

بسته به عملی که می خواهید انجام دهید ، ساختار هزینه ای که با BNB نشان داده شده قابل اجرا است. بین هزینه های معامله مانند ارسال BNB و هزینه های معاملاتی در Binance DEX تمایزی وجود دارد. همچنین ، قیمت کل یک معامله بسته به قیمت بازار BNB می تواند افزایش یا کاهش یابد.

هنگام انجام معاملات غیر تجاری ، مانند برداشت یا واریز BNB به کیف پول ، هزینه ها فقط در BNB پرداخت می شود. هزینه های مربوط به فعالیت تجاری در Binance DEX در رمز معاملات قابل پرداخت است ، اما برای پرداخت در BNB تخفیف وجود دارد. این طرح به ایجاد انگیزه در پذیرش BNB و ایجاد پایگاه کاربری آن کمک می کند.

کارمزد معاملات بایننس چین :

Binance Smart Chain (BSC) یکی دیگر از بلاک چین های ساخته شده توسط Binance است که به موازات Binance Chain (یعنی دو شبکه مجزا) اجرا می شود. در حالی که BNB در حال اجرا بر روی Binance Chain یک توکن BEP-2 است ، BNB موجود در BSC یک توکن BEP-20 است.

Binance Smart Chain امکان ایجاد قراردادهای هوشمند را فراهم می کند ، که این قابلیت را برای شخصی سازی بیشتر می کند. ساختار هزینه BSC مانند Binance Chain ثابت نیست. در عوض ، از یک سیستم گاز استفاده می شود (شبیه به اتریوم) ، که قدرت محاسباتی مورد نیاز برای انجام معاملات و عملیات قرارداد هوشمند را منعکس می کند.

شبکه BSC سازوکار اجماع Proof of Staken Authority را اجرا می کند. کاربران شبکه برای تبدیل شدن به یک اعتبار سنج نیاز به BNB دارند و با اعتبار سنجی موفقیت آمیز یک بلوک ، هزینه های معاملاتی را که شامل آن هستند دریافت می کنند.

هزینه معاملات Binance Smart Chain چگونه محاسبه می شود؟

همانطور که گفته شد ، ساختار هزینه BSC بسیار شبیه به آنچه در Ethereum یافت می شود. هزینه های معامله در Gwei نشان داده می شود ، که یک واحد کوچک از BNB برابر با ۰٫۰۰۰۰۰۰۰۰۱ است. کاربران می توانند قیمت گاز خود را تنظیم کنند تا معاملات خود را که به بلوک اضافه می شود ، در اولویت قرار دهند.

برای آگاهی از متوسط قیمت فعلی و تاریخی گاز ، BscScan به طور متوسط روزانه همراه با کمترین و بالاترین قیمت پرداخت شده ارائه می دهد. از مارس ۲۰۲۱ ، متوسط هزینه BSC در حدود ۱۳ Gwei است.

در مثال زیر (برگرفته از Bscscan.com) ، قیمت گاز ۱۰ Gwei بود. توجه داشته باشید که محدودیت گاز روی ۶۲۲،۷۳۲ Gwei تنظیم شده بود ، اما فقط ۳۵۲،۷۵۵ (۵۲٫۳۱٪) Gwei در این معامله مورد استفاده قرار گرفت و در نتیجه هزینه معامله ۰٫۰۰۳۲۵۷۵۵ BNB حاصل شد.

هزینه های BSC معمولاً بسیار کم است ، اما اگر بخواهید رمزارزهای بدون BNB در حساب خود ارسال کنید ، شبکه به شما اطلاع می دهد که بودجه کافی ندارید. برای پرداخت هزینه های معامله خود حتماً BNB اضافی در کیف پول خود نگه دارید.

هزینه های برداشت از Binance

وقتی در صرافی Binance برداشت می کنید ، باید هزینه معاملات مربوطه را پرداخت کنید. این هزینه ها بسته به ارز رمزنگاری شده و شبکه ای که استفاده می کنید متفاوت است. Binance ساختار کارمزد خاص خود را برای معاملات انجام شده در داخل بستر تجاری آن دارد. با این حال ، هزینه های برداشت تحت تأثیر عوامل خارجی است که تحت کنترل Binance نیستند.

برداشتن رمزنگاری شما به کار ماینرها یا اعتبار سنج هایی بستگی دارد که بخشی از اکوسیستم Binance نیستند. بدین ترتیب ، Binance مجبور است هزینه های برداشت را به صورت دوره ای ، براساس شرایط شبکه شامل ترافیک و تقاضا ، تنظیم کند.

Binance همچنین حداقل محدودیت هایی را برای میزان رمزنگاری قابل برداشت تعیین می کند.

هزینه معاملات براساس سطح VIP حساب شما و مستقل از هزینه برداشت است. حجم معاملات تجمعی ماهانه شما سطح VIP حساب شما را تعیین می کند. حداکثر هزینه ای که در حال حاضر شارژ می شود ۰٫۱٪ رمزنگاری معامله شده به عنوان سازنده یا گیرنده است. به خاطر داشته باشید که کاربرانی که در BNB پرداخت می کنند ، هنگام معامله هزینه کمتری خواهند داشت.

سخن پایانی

هزینه معاملات بخشی جدایی ناپذیر از اقتصاد رمزنگاری شبکه های بلاکچین است. اینها بخشی از مشوقهایی است که به کاربران داده می شود و شبکه را فعال نگه می دارند. هزینه ها همچنین یک لایه محافظت در برابر رفتارهای مخرب و هرزنامه را ارائه می دهند.

با این حال ، میزان ترافیکی که برخی شبکه ها دریافت می کنند منجر به هزینه های قابل توجهی بالاتر شده است. ماهیت غیرمتمرکز اکثر بلاک چین ها مقیاس گذاری را برای آنها دشوارتر می کند. درست است که برخی از شبکه ها مقیاس پذیری و توان تراکنش بالایی دارند ، اما این اغلب با فدا کردن امنیت یا عدم تمرکز همراه است.

با این وجود ، چندین محقق و توسعه دهنده در حال کار بر روی بهبودهایی هستند که امیدوارم در بحث توسعه ارزهای رمزپایه در کشورهای در حال توسعه ، زمینه های بیشتری برای ورود به بازار داشته باشند.

بررسی کارمزد صرافی های ایرانی !!!

با عرض سلام و وقت بخیر خدمت همراهان عزیز بیرمگ
در برنامه ی محتوایی بیرمگ تصمیم گرفتیم سری ویدئوهایی تولید کنیم تا به بررسی برخی موارد در حوزه ی ارزهای دیجیتال در ایران بپردازیم. در اولین قسمت از این سری ویدئو ها جناب مهندس حمید امیرسمساری اقدام به تشریح و توضیح کارمزد صرافی های ایرانی من جمله بیتستان، ولکس و … نمودند.
امیدواریم از این ویدئو استفاده کنید و برایتان مفید فایده باشد.
خواهشمندیم با ارائه نظراتتان مارا در این امر یاری نمایید 😉

هیچکس کاور مجاز را بصورت NFT میفروشد!!!

با ظهور NFT ها هنرمندان بسیاری در سراسر جهان اقدام به فروش هنرهای خود از این طریق نمودند. سروش هیچکس رپر ایرانی را می توان به عنوان اولین هنرمند ایرانی نام برد که قدم در این راه گذاشت ؛ البته ظاهرا اخلافاتی بین هیچکس و طراح کاور به وجود آمده که باید صبر کرد و منتظر نتیجه ماند !!! نظر شما چیست ؟!

اعمال جریمه های سنگین بر ماینرهای ایرانی !!!

با فرا رسیدن فصل گرما ، مدیر عامل توانیر اعلام کرد سختگیری های شدیدتری بر علیه ماینرهای غیرمجاز ایرانی اعمال خواهد شد . با توجه به رسمیت شناخته شدن استخراج رمزارز در ایران ، دولت میخواهد صرفا کسانی که مجوز دارند اقدام به ماین نمایند. نظر شما چیست ؟!

معامله ی آربیتراژ چیست ؟

معاملات آربیتراژ یک استراتژی نجاری نسبتا کم خطر است که از اختلاف قیمت در بازارهای مختلف بهره می برد. بیشتر اوقات ، شامل خرید و فروش یک دارایی مشابه (مانند بیت کوین) در صرافی های مختلف است. از آنجایی که قیمت بیت کوین در صرافی های مختلف مانند بایننس و … همواره اختلافاتی دارد ، احتمال یک فرصت آربیتراژ را به معامله گران می دهد.

مقدمه :

اگر بخواهید تجارت سودآور خود را تضمین کنید، چه می کنید؟ شبیه چه چیزی به نظرتان می آید؟ شما قبل از ورود به دنیای تجارت می دانید که به دنبال کسب سود هستید. هرکسی چنین تفکری در ذهن دارد تا زمانی که دیگر نتواند از آن بهره ببرد.

درحالیکه چیزی بعنوان سود تضمینی وجود ندارد ، معاملات آربیتراژ نزدیکترین کاری ست که شما می توانید به سوددهی برسید. معامله گران ، وحشیانه رقابت می کنند تا فرصت ورود به چنین معاملاتی را به دست آورند. دقیقا به همین علت، سود معاملات آربیتراژ بسیار پایین است و بستگی زیادی به سرعت و حجم هر معامله دارد. به همین علت بیشتر معاملات آربیتراژ توسط الگوریتم های توسعه یافته توسط شرکت های بزرگ با فرکانس (HFT) بالا انجام می شود.

معامله ی آربیتراژ چیست ؟

معامله ی آربیتراژ استراتژی معاملاتی ست که هدف آن ایجاد سود با خرید همزمان دارایی در بازار (صرافی) و فروش آن در بازار دیگر است. این امر معمولا بین دارایی های یکسانی انجام می شود که در مبادلات مختلف معامله می شود. تفاوت قیمت بین این ابزارهای مالی باید از نظر تئوری صفر باشد زیرا آنها به معنای واقعی کلمه یک دارایی هستند.

چالشی که یک معامله گر آربیتراژ یا اصطلاحا آربیتراژور دارد این است که نه تنها این تفاوت های قیمت را پیدا می کند، بلکه می تواند به سرعت معامله کند. از آنجا که سایر معامله گران آربیتراژ نیز احتمالا این تفاوت قیمت (اسپرد) را خواهند دید، پنجره ی سود آوری معمولا خیلی سریع بسته می شود.

علاوه بر این ، از آنجایی که معاملات آربیتراژ معمولا کم خطر هستند ، بازده آن به طور کلی کم است. این بدان معناست که معامله گران آربیتراژ نه تنها باید با سرعت عمل کنند ، بلکه برای سرمایه گذاری بیشتر به سرمایه ی زیادی نیاز دارند.

شاید از خود بپرسید که معامله گران رمزارزها چه نوع معاملاتی را در دست دارند ؛ انواع خاصی وجود دارد که می توانید از آنها استفاده کنید، بیایید بررسی کنیم :

انواع معاملات آربیتراژ :

انواع مختلفی از استراتژی های آربیتراژ وجود دارد که معامله گران در سراسر جهان در بازارهای مختلف از آنها بهره می برند. با این حال وقتی صحبت از معامله گران رمزارزها می شود، انواع متفاوتی وجود دارند که کاملا مورد استفاده قرار می گیرند.

آربیتراژ در صرافی :

متداول ترین نوع معاملات آربیتراژ ، آربیتراژ در صرافی ست که به این معناست که معامله گر همان رمزارز را در یک صرافی خریداری کرده و در صرافی دیگر آن را به فروش می رساند.

قیمت رمزارزها می تواند به سرعت تغییر کند. اگر نگاهی به تاریخچه ی سفارشات یک ارز در صرافی های مختلف بیاندازید ، متوجه خواهید شد که قیمت ها تقریبا هرگز در یک زمان ، یکسان نیستند. اینجا جایی ست که معامله گران آربیتراژ وارد می شوند. آنها سعی می کنند از این اختلافات کوچک برای سودآوری استفاده کنند. این به نوبه ی خود باعث کارایی اساسی بازار می شود زیرا قیمت در یک مکان نسبتا محدود در صرافی های مختلف باقی می ماند. از این لحاظ ناکارآمدی بازار می تواند به معنای فرصت باشد.

نحوه ی کار چگونه است؟ بگذارید با یک مثال شرح دهیم: فرض کنید بین بایننس و یک صرافی دیگر اختلاف قیمت بیت کوین وجود دارد. اگر یک معامله گر آربیتراژ این موضوع را ببیند، مایل به خرید بیت کوین در صرافی بایننس و فروش آن به قیمت بالاتر در صرافی دیگر خواهد بود. البته ، زمان و اجرای آن بسیار مهم است. بیت کوین یک بازار نسبتا بالغ است و فرصت های آربیتراژ بسیار کمی دارد.

آربیتراژ در نرخ ارز:

نوع رایج دیگر معاملات آربیتراژ برای معامله گران این حوزه ، آینده نگری آن ارز است. بدین صورت که معامله گر یک رمزارز را در قیمت پایین میخرد و در طی یک قرارداد ثبت می کند که در چند روز یا چند ساعت آینده قیمت رمزارز خریداری شده به قیمت بالاتری می رسد و اینگونه به کسب سود می پردازد.

آربیتراژ مثلثی :

نوع دیگر و رایج معاملات آربیتراژ در دنیای ارزهای دیجیتال، آربیتراژ مثلثی ست. این نوع آربیتراژ هنگامی ست که یک معامله گر اختلاف قیمت بین سه رمزارز مختلف را مشاهده کرده  و آنها را در یک حلقه با همدیگر مبادله می کند.

ایده ی پشت آربیتراژ مثلثی ناشی از تلاش برای استفاده از قیمت میان ارز (مانند بیت کوین و اتریوم) است. بعنوان مثال شما می توانید بیت کوین را با استفاده از BNB خود بخرید ، سپس اتریوم را با استفاده از بیت کوین بخرید و در آخر BNB را با اتریوم خریداری کنید. اگر مقدار نسبی بین اتریوم و بیت کوین با ارزشی که هر یک از آنها با BNB دارند مطابقت نداشته باشد ، فرصت آربیتراژ وجود دارد.

خطرات مرتبط با معاملات آربیتراژ :

در حالی که معاملات آربیتراژ نسبتا کم خطر در نظر گرفته می شود ، به این معنی نیست که خطر آن صفر است. بدون ریسک و خطر هیچ پاداشی وجود نخواهد داشت و آربیتراژ نیز از این قاعده مستثنی نیست.

بزرگترین ریسک مرتبط با معاملات آربیتراژ ، خطر به اصطلاح اعدام است. این اتفاق زمانی می افتد که اختلاف بین قیمت ها ۰ شود قبل از اینکه شما بتوانید معامله خود را نهایی کنید ، و در نتیجه بازده صفر یا منفی داشته باشید. این اتفاق می تواند به دلیل لغزش ، اجرای کند ، هزینه های غیرمعمول زیاد معامله و افزایش ناگهانی نوسانات و … باشد.

خطر عمده ی دیگر هنگام انجام معاملات آربیتراژ ، خطر نقدینگی ست. این اتفاق زمانی می افتد که نقدینگی کافی برای ورود و خروج شما به بازارهای مورد نیاز برای تکمیل معامله آربیتراژ وجود نداشته باشد. اگر با استفاده از ابزارهای اهرمی ، مانند معاملات اهرم دار و … معامله کنید ممکن است با یک اتفاق ساده ضربه بخورید. طبق معمول اعمال مدیریت مناسب ریسک بسیار مهم است.

سخن پایانی :

امکان استفاده از معاملات آربیتراژ فرصتی بسیار عالی برای معامله گران رمزارزهاست. با داشتن سرعت و سرمایه مناسب برای شرکت در این نوع استراتژی ها ، می توانید در کمترین زمان معاملات کم خطر و سود آوری انجام دهید.

از خطرات مرتبط با معاملات آربیتراژ نباید غافل شد. در حالی که معاملات آربیتراژ ممکن است به معنای “سود بدون ریسک ” یا ” سود تضمین شده ” باشد ، اما واقعیت این است       که خطر کافی برای نگه داشتن هر معامله بر روی انگشتان خود معامله گر است.

ویزا قصد دارد اجازه معاملات فیات با رمزارزها را به کاربرانش بدهد!!

کاربران ویزا می توانند USDC را از طریق شبکه پرداخت مبادله کنند تا معاملات انجام شده با ارز فیات انجام شود.

ارائه دهنده اعتبار اصلی ویزا در حال آزمایش برنامه ای است که به کاربران این امکان را می دهد تا از بلاکچین Ethereum (ETH) برای تسویه معامله فیات استفاده کنند.

در اطلاعیه روز دوشنبه ، ویزا گفت که با پلت فرم مبادله ارز رمزپایه و صادر کننده کارت Crypto.com همکاری خواهد کرد تا سیستم تسویه حساب رمزنگاری را برای معاملات فیات در اواخر سال جاری ارائه دهد. گفته می شود که شرکای ویزا می توانند USD (USDC) را از طریق شبکه پرداخت کارت اعتباری مبادله کنند تا معاملات انجام شده با ارز فیات انجام شود.

طبق برنامه ویزا ، روند تسویه حساب استاندارد آن نیاز به ارسال شرکای ارزی از طریق انتقال مستقیم دارد که “می تواند هزینه و پیچیدگی را برای مشاغل ساخته شده با ارزهای دیجیتال” افزایش دهد. گزارش شده است که رئیس Crypto.com اجازه می دهد تا USDC را به آدرس Visa’s Ethereum بفرستد تا برخی از معاملات تحت برنامه کارت ویزا، صرافی رمزنگاری را با پیوند دادن خزانه ویزا به سیستم عامل دارایی دیجیتال، تسویه کند.

جک فارستل ، مدیر ارشد محصولات ویزا ، گفت: “fintech های بومی رمزنگاری می خواهند شرکایی داشته باشند که تجارت و پیچیدگی های عوامل ارز دیجیتالی را درک کنند. “این اطلاعیه امروز یک نقطه عطف مهم در توانایی ما در پاسخگویی به نیازهای fintech برای مدیریت تجارت خود در یک ارز ثابت و رمزپایه است.”

این شرکت گفت که هدف آن این است که این سیستم را در دسترس شرکت های Fintech و neobanks برای معاملات ارزهای رمزنگاری شده از جمله Bitcoin (BTC) ، Ether (ETH) و USDC قرار دهد. ویزا گزارش می کند که “میلیاردها دلار” فیات در تسویه معاملات روزانه نقش دارد.

Crypto.com اوایل این ماه همکاری با ویزا را اعلام کرد که در آن صرافی به شبکه ویزا می پیوندد و دسترسی کارت بدهی رمزنگاری آن را گسترش می دهد. در آن زمان ، این شرکت گفت که در حال اجرای یک برنامه وام دهی فیات است تا به دارندگان کارت اجازه دهد از دارایی رمزنگاری شده خود به عنوان وثیقه وام های فیات استفاده کنند – وجوهی که کاربران می توانند در سیستم عامل های تجاری از پرداخت ویزا پشتیبانی کنند.

استیکینگ چیست؟

معرفی :

شاید فکر کنید که استیکینگ به عنوان یک گزینه کم مصرف برای استخراج منابع در نظر گرفته شده است. اما استیکینگ تنها به این موارد خلاصه نشده و کاربرد بیشتر آن در نگهداری وجوه در یک کیف پول ارز رمزنگاری شده جهت پشتیبانی از امنیت و عملیات شبکه بلاکچین است. به زبان ساده ، قفل کردن ارزهای رمزپایه برای دریافت پاداش بیشتر.

در روش استیکینگ، می توانید پول فیات خود را به ارزهای دیجیتال قابل سرمایه گذاری تبدیل کرده و مستقیماً از کیف پول رمزنگاری خود مانند Trust Wallet سهام بگیرید. از طرف دیگر ، بسیاری از صرافی ها خدمات اشتراکی را به کاربران خود ارائه می دهند. Binance Staking این امکان را می دهد تا به روشی کاملاً ساده پاداش کسب کنید. تمام کاری که باید انجام دهید این است که ارزهای دیجیتال خود را در صرافی های آنلاین که قابلیت استیکینگ دارند، نگه دارید.

برای اینکه درک بهتری از staking داشته باشید ، ابتدا باید نحوه کار Proof of Stake (PoS) را درک کرده باشید. PoS یک سازوکار اجماعی است که به بلاکچین اجازه می دهد تا با صرفه جویی در مصرف انرژی و در عین حال حفظ درجه ای از تمرکززدایی مناسب (حداقل در تئوری) کار کند. اجازه دهید کمی بیشتر به بررسی PoS بپردازیم و در مورد چگونگی عملکرد staking صحبت کنیم.

Proof of Stake (PoS) چیست؟

اگر می دانید بیت کوین چگونه کار می کند ، احتمالاً با اثبات کار (PoW) آشنا هستید. این مکانیزمی است که اجازه می دهد معاملات به صورت بلوکی جمع شوند. سپس ، این بلوک ها برای ایجاد زنجیره بلوک به یکدیگر متصل می شوند. به طور خاص ، ماینرها برای حل یک معمای ریاضی پیچیده با یکدیگر رقابت می کنند و هرکسی که اول آن را حل کند حق دارد بلوک بعدی را به بلاکچین اضافه کند.

اثبات کار ثابت کرده است که مکانیزم بسیار محکمی برای تسهیل اجماع به روش غیرمتمرکز است. مسئله این است که این مورد شامل بسیاری از محاسبات دلخواه است. معمایی که ماینرها برای حل آن رقابت می کنند و هدفی جز امنیت شبکه ندارند. می توان اینگونه استدلال کرد که Pow باعث می شود بسیاری از محاسبات قابل توجیه باشد. در این مرحله ، ممکن است از خود بپرسید: آیا روشهای دیگری برای حفظ اجماع غیرمتمرکز بدون هزینه محاسباتی بالا وجود دارد؟

ایده اصلی این است که شرکت کنندگان (کاربران) می توانند ارزها (“سهام” خود) را قفل کنند ، و در فواصل زمانی خاص ، پروتکل به طور تصادفی حق یکی از آنها را برای اعتبار بخشیدن به بلوک بعدی اختصاص می دهد. به طور معمول ، احتمال انتخاب متناسب با مقدار ارزی است که کاربر سرمایه گذاری کرده است. هرچه ارزهای بیشتری قفل شود، کسب سود نیز بیشتر خواهد بود.

به این ترتیب ، تعیین اینکه کدام یک از شرکت کنندگان، یک بلوک ایجاد میکند، براساس توانایی آنها در حل چالش های هش نیست،  (همانند اثبات کار Pow) ، بلکه با توجه به تعداد ارزهای ذخیره شده تعیین می شود.

برخی اینگونه استدلال می کنند که تولید بلوک از طریق staking ، مقیاس پذیری بالاتری را برای زنجیره بلوک امکان پذیر می کند. به همین دلیل است که اتریوم ۲ در حال مهاجرت از Pow به Pos می باشد.

چه کسی اثبات سهام را ایجاد کرده است؟

یکی از نمونه های اولیه Proof of Stake را می توان به سانی کینگ و اسکات نادال در مقاله ۲۰۱۲ خود برای Peercoin نسبت داد. آنها آن را به عنوان “یک طرح ارز رمزنگاری نظیر به نظیر مشتق شده از بیت کوین Satoshi Nakamoto’s” توصیف می کنند.

شبکه Peercoin با مکانیزم ترکیبی PoW / PoS راه اندازی شد ، جایی که از PoW عمدتا برای تهیه منبع اولیه استفاده می شد. با این حال ، برای پایداری طولانی مدت شبکه کارایی نداشت و به تدریج از اهمیت آن کاسته شد. در حقیقت ، بیشتر امنیت شبکه به PoS متکی بود.

Delegated Proof of Stake  (DPoS) چیست؟

نسخه جایگزین این مکانیسم در سال ۲۰۱۴ توسط Daniel Larimer به نام Delegated Proof of Stake (DPoS) ساخته شد. در ابتدا به عنوان بخشی از بلاکچین BitShares استفاده شد ، اما اندکی بعد ، شبکه های دیگر این مدل را جایگزین شبکه های قبلی شد. این مدل ها شامل Steem و EOS هستند که توسط Larimer نیز ساخته شده اند.

DPoS به کاربران این امکان را می دهد که موجودی ارزهای خود را به عنوان رأی ، جایی که قدرت رأی دادن متناسب با تعداد ارز های نگهداری شده باشد ، انجام دهند. این آرا سپس برای انتخاب تعدادی از نمایندگان استفاده می شود که بلاکچین را از طرف رای دهندگان خود مدیریت می کنند و امنیت و اجماع را تضمین می کنند. به طور معمول ، جوایز شرط بندی بین نمایندگان منتخب توزیع می شود ، سپس آنها بخشی از جوایز را به تناسب سهم شخصی خود به انتخاب کنندگان خود تقسیم می کنند.

مدل DPoS امکان دستیابی به توافق را با تعداد کمتری از گره های معتبر فراهم می کند. به همین ترتیب ، عملکرد شبکه را افزایش می دهد. از طرف دیگر ، ممکن است منجر به درجه پایین تری از تمرکززدایی شود زیرا شبکه به یک گروه کوچک و انتخاب شده از گره های معتبر متکی است. این گره های معتبر ، عملکردها و حاکمیت کلی بلاکچین را کنترل می کنند. آنها در روند دستیابی به اجماع و تعریف پارامترهای اصلی حاکمیت شرکت می کنند.

به زبان ساده ، DPoS به کاربران اجازه می دهد تا از طریق سایر شرکت کنندگان در شبکه ، نفوذ خود را نشان دهند.

Stake چگونه کار می کند؟

همانطور که قبلاً در مورد آن بحث کردیم ، بلاکچین های Proof of Work برای افزودن بلوک های جدید به بلاکچین به استخراج متکی هستند. در مقابل ، زنجیره های Proof of Stake بلوک های جدید را از طریق فرآیند staking تولید و تأیید می کنند. Staking شامل اعتبار سنجی هایی است که ارز های خود را قفل می کنند تا بتوانند به طور تصادفی توسط پروتکل در فواصل زمانی مشخص برای ایجاد بلاک انتخاب شوند. معمولاً شرکت کنندگانی که مقادیر بیشتری در اختیار دارند ، شانس بیشتری برای انتخاب به عنوان اعتبار سنج بعدی دارند.

این اجازه می دهد تا بلوک ها بدون اتکا به سخت افزار تخصصی استخراج ، مانند ASIC ، تولید شوند. در حالی که استخراج ASIC به سرمایه گذاری قابل توجهی در سخت افزار نیاز دارد ، اما staking نیاز به سرمایه گذاری مستقیم روی ارز رمزنگاری شده دارد. بنابراین ، به جای رقابت برای بلوک بعدی با کار محاسباتی ، اعتبارسنجان PoS بر اساس تعداد سکه هایی که در آن قرار دارند انتخاب می شوند. “سهام” (ارز) همان چیزی است که اعتبارسنجان را برای حفظ امنیت شبکه تشویق می کند. اگر آنها نتوانند این کار را انجام دهند ، ممکن است کل سهام آنها در معرض خطر باشد.

در حالی که هر بلاکچین Proof of Stake ارز سهام ویژه خود را دارد ، برخی از شبکه ها یک سیستم دو توکنی در نظر می گیرند که در آن پاداش ها در توکن دوم پرداخت می شود.

در یک سطح کاملاً عملی ، Staking فقط به معنای نگه داشتن رمزارز در کیف پول مناسب است. این امر اساساً هرکسی را قادر می سازد تا در ازای دریافت پاداش، عملکردهای مختلف شبکه را نمایش دهد. همچنین ممکن است شامل اضافه کردن وجوه به یک مجموعه سهام (Staking pool) باشد.

پاداش های Staking چگونه محاسبه می شود؟

می توان در اینجا گفت که هیچ پاسخ برای این سوال وجود ندارد چرا که هر شبکه بلاکچین ممکن است از روش متفاوتی برای محاسبه پاداش های سهام استفاده کند.

برخی با در نظر گرفتن فاکتورهای مختلف به صورت بلوک به بلوک تنظیم می شوند. این فاکتورها می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • چند ارز را که اعتبار سنجی می کند ، stake می کند
  • چه مدت اعتبار سنج به طور فعال در حال stake کردن است
  • در کل چند ارز روی شبکه stake شده است
  • نرخ تورم
  • عوامل دیگر

برای برخی از شبکه های دیگر ، جوایز staking به عنوان یک درصد ثابت تعیین می شود. این پاداش ها به عنوان نوعی جبران تورم برای اعتبارسنجان توزیع می شود. تورم، کاربران را به نگه داشتن ارز های خود تشویق می کند که ممکن است استفاده از آنها، به عنوان ارز رمزپایه را افزایش دهد. اما با این مدل ، اعتبار سنج ها دقیقاً می توانند محاسبه کنند که چه پاداشی در انتظار دارند.

یک برنامه پاداش قابل پیش بینی به جای یک شانس احتمالی برای دریافت پاداش بلوکی ، ممکن است برای برخی مطلوب به نظر برسد. و از آنجا که این اطلاعات عمومی است ، ممکن است شرکت کنندگان بیشتری را ترغیب کند که درگیر staking شوند.

Staking pool چیست؟

Staking pool به گروهی از دارندگان coin گفته می شود که منابع خود را ادغام می کنند تا شانس اعتبار سنجی و دریافت پاداش را افزایش دهند. آنها قدرت اشتراک خود را ترکیب می کنند و متناسب با سهم خود در pool ، جوایز را تقسیم می کنند.

راه اندازی و نگهداری pool staking اغلب به زمان و تخصص زیادی نیاز دارد. Staking poolها، بیشترین تأثیر را در شبکه هایی دارند که مانع ورود (فنی یا مالی) نسبتاً زیاد است. به همین ترتیب ، بسیاری از ارائه دهندگان pool از جوایز مشترکی که برای شرکت کنندگان توزیع می شود ، هزینه ای دریافت می کنند.

علاوه بر این ، استخرها ممکن است انعطاف پذیری بیشتری برای هر سازنده ایجاد کنند. به طور معمول ، سهام باید برای یک دوره مشخصی قفل شود و معمولاً زمان برداشت یا عدم اتصال آن توسط پروتکل تعیین می شود. بعلاوه ، تقریباً به طور حتم حداقل تعادل قابل توجهی وجود دارد که برای جلوگیری از رفتارهای مخرب لازم است.

برای مشارکت در اکثر staking poolها حداقل به کمترین بالانس (balance) نیاز دارید و هیچ زمان اضافی برای برداشت ندارید. به همین ترتیب ، پیوستن به pool staking به جای staking  انفرادی ممکن است برای کاربران جدید ایده آل باشد.

تفاوت staking pool  و staking انفرادی در این است که در staking pool مجموع کوین ها به عنوان سهام از چندین شرکت کننده جمع آوری و ذخیره شده و پاداش اهدا می شود ولی در staking انفرادی اینگونه نیست.

استکینگ سرد (cold staking)  چیست؟

Cold staking به روند قرار گرفتن روی کیف پولی که به اینترنت متصل نیست اشاره دارد. این کار ممکن است با استفاده از کیف پول سخت افزاری انجام شود ، اما با کیف پول های نرم افزاری نیز امکان پذیر است.

شبکه هایی که از cold staking پشتیبانی می کنند ، به کاربران این اجازه را می دهند با وجود اینکه کوین های خود را به صورت آفلاین نگه می دارند ، در سهام شرکت کنند. شایان ذکر است که اگر شرکت کننده، کوین های خود را از شبکه خارج کند ، دریافت پاداش متوقف می شود.

cold staking به ویژه برای مشارکت کنندگان بزرگی که می خواهند ضمن حمایت از شبکه از حداکثر حفاظت از کوین های خود اطمینان حاصل کنند، بسیار مفید است.

نحوه شرکت در staking در صرافی Binance

به راحتی می توانید کوین های خود را روی Binance نگه دارید و آنها را به یک استخر stake اضافه کنید. با این حال ، هیچ هزینه ای وجود ندارد ، همچنین می توانید از تمام مزایای دیگری که نگه داشتن کوین های خود در Binance به همراه دارد ، بهره مند شوید!

تنها کاری که باید انجام دهید این است که کوین های PoS خود را روی Binance نگه دارید و تمام نیازهای فنی و مراقبت های امنیتی در قبال کوین های شما انجام می شود. جوایز مشارکت معمولاً در ابتدای هر ماه توزیع می شود.

سخن پایانی

اثبات سهام و staking راه های بیشتری را برای هر کسی که مایل به شرکت در اجماع و حاکمیت بلاک چین است باز می کند. علاوه بر این ، این یک روش کاملاً آسان برای کسب درآمد منفعلانه فقط با نگه داشتن کوین هاست.

البته باید به خاطر داشته باشید که staking کاملاً بدون خطر نیست. قفل کردن کوین ها در یک قرارداد هوشمند، مستعد اشکال است ، بنابراین مهم است که از چه کیف پولی استفاده می کنید.کیف پول Trust wallet یکی از کیف پول های قابل اعتمادی است که میتواند بستر مناسبی برای کسب سود از staking را فراهم کند.